
در آغاز این نشست، "مهرشاد متین فر" کارشناس خانه موسیقی در سخنانی به معرفی و اهمیت انیو موریکونه در تاریخ موسیقی فیلم پرداخت.
وی در این مورد گفت: انیو موریکونه آهنگساز و رهبر ارکستر مشهور ایتالیایی متولد ۱۰ نوامبر ۱۹۲۸ ایتالیا و از شاگردان برجسته "گوفِردو پتراسی" موسیقیدان نامی ایتالیایی است. از سال ۱۹۶۱ تا امروز برای بیش از ۴۰۰ اثر سینمایی و تلویزیونی کار نوشته است. همچنین نشریه ورایتی در نوامبر ۲۰۱۲ با کسب نظر از ۴۰ آهنگساز فعال سینمایی جهان، اثر موریکونه برای فیلم "ماموریت" را بهترین موسیقی نوشته شده برای یک اثر سینمایی در تاریخ سینما (تا آن تاریخ) اعلام نمود.
متین فر در ادامه به کارنامه درخشان و پربار انیو موریکونه پرداخت و خاطر نشان کرد: همکاری او در پنج دهه با کارگردانان برجسته تاریخ سینما از جمله افتخارات این آهنگساز برجسته است. همکاری موریکونه با فیلمسازانی همچون: سرجیو لئونه، برناردو برتولوچی، پیر پائولو پازولینی، رومن پولانسکی، جوزپه تورناتوره، فرانکو زفیرلی، ماریو باوا، داریو آرجنتو، آنری ورنوی، مایک نیکولز، ترنس مالیک، برایان دی پالما، آدریان لین، بری لوینسون، برادران تاویانی، کوئنتین تارانتینو، الیور استون و ... نشان از کارنامه درخشان این آهنگساز نامدار دارد.
کارشناس خانه موسیقی حوزه هنری در مورد آغاز همکاری موریکونه با کارگردان برجسته ایتالیایی سرجیو لئونه تصریح کرد: این دو هنرمند بزرگ که اتفاقات بزرگی را در تاریخ سینما رقم زدند، ابتدا در دوران کودکی در مدرسه با یکدیگر همکلاسی بودند تا سالها بعد در دوره ای که سرجیو لئونه عنوانی را به نام "وسترن اسپاگتی" در تاریخ سینما رقم زد، همکاری او با موریکونه آغاز گشت و در اکثر آثار برجسته فیلمهای وسترن اسپاگتی به آهنگسازی پرداخت. بنابراین نام موریکونه در مثلث وسترن اسپاگتی (یعنی سرجیو لئونه به عنوان فیلمساز، کینت ایستوود به عنوان بازیگر و انیو موریکونه به عنوان آهنگساز) جاویدان گردیده است.
متین فر، پیرامون ویژگی های آثار مشترک این دو هنرمند افزود: لئونه به عنوان یک جریان ساز در تاریخ سینمای ایتالیا و جهانِ فیلمسازی متمایز شده بود و موریکونه به خوبی به این تمایز پی برده بود. از این رو، موریکونه در فیلمهای آغازینِ وسترن اسپاگتی (در سه گانه دلار) سعی نمود از سبک متعارف فیلم های وسترن فاصله بگیرد و سبک نوین و غیرمتعارفی را خلق نماید. در آن دوره، موریکونه به دلیل بودجه محدودی که وجود داشت، نمی توانست از ارکستر بزرگ استفاده کند و به خاطر همین به جای آهنگسازی به سبک و سیاق فیلم های وسترن (شیوه دمیتری تیومکین و المر برنشتاین) سعی نمود از افکت های صوتی مثل سوت زدن انسان، فریادهای انسان، شلیک تفنگ ها و امثالهم استفاده نماید. همچنین استفاده از سازهای بومی سیسیلی و سازهایی چون گیتار الکتریک، گیتار اسپانیش و ترومپت از جمله ابتکارات او بود که در مجموع این موسیقی در زمان خودش، غیر متعارف محسوب می شد.
وی در مورد روند شهرتی که موریکونه در تاریخ سینما در آغاز کار هنری خود به دست آورده بود، افزود: پس از جنگ جهانی دوم، در حالیکه سینمای نئورئالیسم ایتالیا دوران شکوفایی و بالندگی خود را پشت سر می گذاشت؛ به خاطر نوع تفکر فیلمسازان آن زمان در مورد طراحی صحنه، چینش میزانسن، ترکیب بندی تصویری ناآراسته و استفاده از نابازیگران، در مجموع سبب ید تا در آن دوره، موسیقی های برجسته ای در فیلمها شکل نگیرد. این در حالی بود که آهنگساز هوشمندی به نام موریکونه به این واقعیت پی برده بود که برخلاف تصور عموم، سینمای نئورئالیسم، ویژگی هایی در خود دارد که به آهنگساز این امکان را می دهد که بتواند توانایی های خود را به اثبات برساند و این مساله باعث شد، موریکونه خلا و شکافی که در گذشته در این سینما وجود داشت، را به خوبی پُر کند.
پس از آن، علی رفیعی (آهنگساز) به تحلیل برخی آثار موریکونه پرداخت. نخستین قطعه انتخاب شده موسیقی فیلم "خوب، بد، زشت" (سرجیو لئونه؛ ۱۹۶۶) بود که پس از پخش نمونه تم اصلی فیلم، علی رفیعی در مورد این تِم گفت: این تم اصلی که در تیتراژ فیلم هم شنیده می شود، ملودی است که برگرفته از صدای زوزه گرگ است که در این فیلم، موریکونه با توجه به وجود سه شخصیت اصلی خوب، بد و زشت، این تم را به سه حالت مختلف بیان می کند. همچنین آهنگساز با توجه به نوع شخصیت آنها در فیلم با سه نوع ساز یا صدای مختلف آنها را توصیف می کند.
به این صورت که شخصیت بلوندی (با بازی کلینت ایستوود) از فلوت سوپرانو؛ شخصیت آنجل آیز (لی وان کلیف) از ساز اوکارینا و شخصیت توکو (ایلای والاک) از صدای انسان استفاده شده است. در آخر فیلم پس از پایان دوئل این صداها روی هر کدام از شخصیت ها سوار می شود.
یکی دیگر از صحنه هایی که علی رفیعی در فیلم "خوب، بد، زشت" به آن اشاره کرد، مربوط به صحنه ای است که شخصیت توکو کتک می خورد و نکته قابل توجه، تضادِ همنشینی خشونت در کنار موسیقی رمانس گونه و لطیف موریکونه است.
در توضیح چرایی چنین تضادی، متین فر اضافه کرد: ما در گذشته همواره شاهد تناسب مستقیم موسیقی با نوع صحنه سینمایی بودیم اما وقتی در چنین فیلم هایی قاعده به صورت معکوس روی می دهد، به نوعی فضایی در ذهن مخاطب شکل می گیرد که این تاثیر در ناخودآگاهِ مخاطب، توسط فیلمساز عامدانه صورت می گیرد و در کل باید تامل نمود که فیلمساز به چه منظور از چنین فضایی استفاده کرده است؟
پس از آن دیگر سخنران این نشست، آقای "حسن زمانی" در توضیحاتی تکمیلی به این موضوع پرداخت که به چه صورت موریکونه فهم درستی از آهنگسازی فیلم دارد و چقدر هوشمندانه دست به خلق موسیقی می زند.
فیلم بعدی که برای تحلیل انتخاب شده بود، "سینما پارادیزو" (جوزپه تورناتوره؛ ۱۹۸۸) به آهنگسازی موریکونه بود که ابتدا مهرشاد متین فر به سینمای تورناتوره اشاره و اضافه کرد: یکی از ویژگی های مهم سینمای تورناتوره که در بررسی موسیقی موریکونه قابل ذکر است، وجود امرِ نوستالژیک در اکثر آثار تورناتوره است و با وجود این ویژگی، موریکونه به خوبی توانسته آن را به زبان موسیقی، محوریت ببخشد.
در بررسی موسیقی فیلم "سینما پارادیزو" علی رفیعی ابتدا صحنه ای از این فیلم را پخش و با اشاره به اینکه در این فیلم ما سه دوره از زندگی شخصیت اصلی فیلم (توتو) شامل دوره کودکی، دوره جوانی و دوره میانسالی را شاهد هستیم، آهنگساز نیز ۳ تم اصلی را برای این فیلم انتخاب کرده است و در هر دوره ملودی و تنظیم سازها به زیبایی بر اساس دوره سنی شخصیت شکل گرفته است.
به عنوان نمونه در دوره کودکی موریکونه تمی را متناسب با این دوره تنظیم کرده که انتخاب ساز زیلوفون به همین دلیل بوده است.
در دوره دوم زندگی توتو، فضای موسیقی، متناسب با این دوره تغییر پیدا می کند و در تنظیم آن به مرور ارکستر از نظری سازی پُرتر می شود. در همین دوره، زمانی که او با معشوق خود روبرو می شود، تم مورد نظر حالتی عاشقانه به خود می گیرد.
پس از آن، در ادامه ی تحلیل موسیقی فیلم سینما پارادیزو، حسن زمانی اشاراتی به موسیقی این فیلم کرد و نکاتی را پیرامون آن شرح داد.
نخستین نکته مورد نظر، چرایی و دلیل استفاده از ساکسیفون (آلتو) است که زمانی معتقد بود استفاده از این ساز، به خوبی می تواند شور و حال جوانی را مجسم نماید. در ادامه او به نکته متمایزی در مورد برخی فیلم ها در تاریخ سینما (و در پی آن موسیقی فیلم موردنظر) اشاره کرده و اظهار داشت: در برخی فیلمها وقتی آن را مشاهده می کنیم متوجه می شویم که در حالِ دیدنِ فیلم هستیم و در واقع در ذهن ما، یک فاصله ای را ایجاد می کند. اما از آنسو در بعضی فیلم ها آنقدر غرق در قصه و داستان فیلم می شویم که چنین فاصله ای را که در مورد اول اشاره شد، تجربه نمی کنیم. فیلم سینما پارادیزو از دسته اول حساب می شود و بخش عمده فیلم -که به موسیقی آن مربوط می شود- آهنگساز آن توانسته فاصله گفته شده را در ذهن ما ترسیم می کند. در این نوع آثار، روال اثر به گونه ای تداوم می یابد که آهنگساز یک فاصله ای را همیشه از بیننده حفظ می کند و سعی می کند تم را متوجه شخصیت های فیلم می نماید و این یکی از کارهایی است که موریکونه در آثارش انجام می دهد.
پس از آن "حسن زمانی" به مساله مهم دیگری در موسیقی فیلم، تحت عنوان حذف ها و اضافه ها اشاره کرد و اظهار داشت: در صحنه ای از فیلم "سینما پارادیزو"، زمانی که توتو دست خود را بر روی صورت آلفردو نابینا می کشد، تدوینی صورت گرفته و فیلم به دوران بزرگسالی توتو روانه می شود. در اینجا مشاهده می کنیم که موریکونه دیگر از ساکسیسفون (آلتو) استفاده نمی کند و یکی از دلایل حذفِ ساکسیفون به این مساله مربوط می شود که این شخص (آلفردو) آینده و رویای خودش را در آن آدم (توتو) می بیند و او بر این باور است که توتو باید این راه را ادامه بدهد؛ به همین دلیل ساکسیفون در این بخش حذف گردیده است. این نکته به خوبی تسلط ذهنی آهنگساز بر فیلمنامه و ارتباط خوب با کارگردان را نشان می دهد.
در ادامه بحث حذف و اضافه ها، می توان به صحنه عاشقانه شخصیت اصلی فیلم (توتو) اشاره کرد که در آنجا علاوه بر حضور ساکسیفون، ساز فلوت هم به آن اضافه می شود. چون این ساز صدای سبز و مخملی دارد و می تواند برای صحنه های عاشقانه مفید باشد. در اینجا باز به اهمیت ارکستراسیون و شناخت سازها و رنگ صوتی آنها پی می بریم که چقدر این مساله مهم است.
در بخش دیگری از فیلم که به بزرگسالی توتو مربوط می شود مشاهده می کنیم که سازهای بادی حذف شده اند چون در اینجا قرار نیست به همان تم با ساکسیفون و فلوت بازگردیم زیرا که قرار است اتفاقات جدیدی در فیلم رقم بخورد و به همین خاطر موریکونه بیشتر از سازهای زهی استفاده کرده است. اگر قرار بود از تم اولیه دوران کودکی و یا ساکسیفون و فلوت استفاده کند، هیچگونه حس جدیدی به وجود نمی آمد و باید توجه کرد که این حذف ها و یا اضافه ها دقیقا عامدانه و هوشمندانه و بر اساس قصه فیلمنامه و اتفاقات جدید داستان است.
پس از تحلیل حسن زمانی، متین فر به اهمیت فیلم "مالنا" (تورناتوره؛ ۲۰۰۰) یکی دیگر از همکاری های مشترک تورناتوره و موریکونه اشاره کرد و در ادامه دو فیلم "افسانه ۱۹۰۰" (تورناتوره؛ ۱۹۹۸) و "ماموریت" (رولند جافه؛ ۱۹۸۶) با آهنگسازی موریکونه پخش ومورد تحلیل قرارگرفت.
در پایان این نشست استاد حسن منصوری مدیرخانه موسیقی حوزه هنری اصفهان نیز پیشنهاداتی برای بهتر برگزار شدن نشست های موسیقی فیلم مطرح کرد.
گفتنی است نشست های موسیقی فیلم در سال ۹۸ به صورت ماهانه (جمعه آخر هر ماه) در خانه هنرمندان اصفهان برگزار می شود و نشست ششم موسیقی فیلم در روز جمعه ۲۹ شهریور ماه با موضوع "بررسی آثار نینو روتا" (آهنگساز برجسته موسیقی فیلم ایتالیا) برگزار می شود.