
«آتروپین»، در یک جمله انسان اشرف مخلوقات
«آتروپین» تازه ترین نمایشی است که نویسندگی و طراحی و کارگردانی آن را امیدنیاز برعهده دارد و تا 7 مرداد ماه در تماشاخانه ماه حوزه هنری استان اصفهان به روی صحنه می رود، در زیر نقد و بررسی روانشناسانه این اثر را می خوانید.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان اصفهان، گاهی تأترها فقط از خیال نویسنده آمده اند و ریشه در زندگی فرد یا افراد ندارند اما «آتروپین» با آنکه از خیال نویسنده آمده اما ریشه در مسائل روانشناسی دارد. هرچند امید نیاز با فاصله گذاری های به جا و موسیقی زنده علاوه بر عمقی که متن نمایشنامه اش دارد تماشاگر را تا پایان با خود همراه می کند اما برای همراهی بیشترمخاطب گاهی طنز ظریفی به دور از لودگی چاشنی کارش می کند که برای مخاطب شیرین است.
به غیر از نقد هنری کار که نشان از پختگی کاری و هنری امید نیاز در طول دو دهه فعالیت هنری او دارد، نقد روانشناسانه این تأتر قابل بحث و خواندنی است. در یکی از اجراهای تأتر آتروپین در تماشاخانه ماه بعد از اجرای تأترنقد روانشناسانه آن توسط حامد جعفری کارشناس ارشد روانشناسی بالینی و با حضور کارگردان و تماشاگران این نمایش انجام شد.
در ابتدای این جلسه جعفری با ارائه مقدمه ای بر این تأتر سخنان خود را آغاز کرد. اوبا اشاره به عنوانی که برای این نمایش انتخاب کرده است گفت: "عنوان این تأتر را «انسان اشرف مخلوقات» گذاشتم. باید بگویم هر انسانی نیاز به احساس ارزشمندی دارد این احساس ارزشمندی یا بی ارزشی در دوران کودکی براساس تجاربی که داریم و نیازهای روانشناختی از جمله استقلال، آزادی و بیان تفریح محدودیت هایی که خانواده به صورت واقع بینانه برای فرد می گذارند به وجود می آید. اگر فرد احساس ارزشمندی کند که هیچ، اما اغلب افراد احساس بی ارزشی می گیرند که من آنرا به حیوان درنده ای تشبیه می کنم که داخل وجود هر فردی قرار می گیرد و هر انسانی در مقابل آن می تواند سه نوع واکنش نشان دهد. "
وی درشرح سه نوع واکنش فردی که احساس بی ارزشی می کند توضیح داد:" واکنش اول تسلیم است یعنی فرد قبول کند بی ارزش و ضعیف است مانند امیر در تأتر آتروپین. واکنش دوم فرار است که باعث می شود فرد به تفریحات و مسائلی که او را از زندگی واقعی دور می کند رو بیاورد مثل اعتیاد به مواد و مشروب. در این تأتر خنده هایی که می شد نمادی از این فرار از زندگی واقعی بود یا فرار پدر که در نهایت مُرد. واکنش سوم این است که فرد به صورت افراطی روی دیگر سکه را نشان دهد یعنی تلاش می کند نشان دهد ارزشمند است ولی از احساس بی ارزشی درون خود رنج می برد. در نمایش ما آقای اسکندری که مهم ترین نقش را داشت از این نوع افراد بود و جنسش با جنس امیر متفاوت بود او خیلی شلوغ می کرد و می گفت من خوبم و همه بد هستند."
جعفری مدیر مرکز مشاوره پردیس در ادامه به توضیح راه حل منطقی پرداخت و گفت:" به جای این سه واکنش بهتر است فرد بیاید و مشکل را حل کند به این گونه که با دوران کودکی اش و با اهریمن های درون خود ارتباط بگیرد، تا به یک آگاهی برسد و مثل جاروبرقی نباشد که همه بدی ها را جذب می کند و خود را سرزنش می کند. مانند شخصیت امیر در این نمایش که سرانجام با همه افراد ارتباط گرفت و وقتی با آنها حرف زد فهمید او نبوده که لایق بی ارزشی بوده بلکه افراد اگر واکنشی به او نشان داده اند ناشی از احساس های بی ارزشی خودشان بوده است. بنابراین در نهایت با کودکی خودش آشتی می کند و به یکپارچگی می رسد. راه حل تأتر با راه حلی که ما در مشاوره می دهیم یکی است یعنی مواجه شدن با مسائل روزمره زندگی."
امید نیاز در تأیید سخنان روانشناس این برنامه عنوان کرد:" اتفاقا من خودم در زندگی مسائلی داشتم که پیش مشاور رفتم و سه روز ارتباطم را با تلویزیون و رسانه و حتی کتاب قطع کردم و رفتم به خویشتن خویش و با مسائلی روبرو شدم که توانستم آنها را حل کنم."
جلسه با پرسش یکی از حضار که علت استفاده از دیوار شیشه ای مات در این نمایش را جویا شد ادامه یافت و امید نیاز در پاسخ گفت:" من نمی دانم دلیلش چیست اما دوست داشتم این فضا را درتأترم ایجاد کنم." در بین حضار خانم رحیمی یکی دیگر از همکاران مرکز مشاوره از آقای نیاز پرسید آیا می دانید ناخودآگاه چیست؟ که آقای نیاز اظهار بی اطلاعی کردند و خانم رحیمی در پاسخ گفتند:" شما ناخودآگاه آمده اید و ناخودآگاه را با این دیوار شیشه ای به تصویر کشیده اید."
در تأیید سخنان وی، جعفری به شرح قسمت های مختلف ذهن انسان پرداخت و توضیح داد:" ما یک قسمت هوشیاری داریم، یک قسمت نیمه هوشیار که همین شیشه گذاشته شده در تأتر است و می شود رفت پشت آن و گاهی هم کسی را از پشت آن صدا زد . یک ناخودآگاه فردی داریم که کودکی ماست و عقده هایی که گاهی از آن خبر نداریم و از کودکی با خود می آوریم و با مشاوره و گاهی در خواب می توان به آن دست یافت و یک قسمت ناخودآگاه جمعی که از آبا و اجداد ما به ما ارث می رسد مثلا در این نمایش مادر ناخودآگاه جمعی است که از آبا و اجداد به ما ارث رسیده و برای ما شیرین است. در این تأتر هم امیر در پایان ارتباط خاصی با مادر می گیرد و مخاطب هم با موسیقی صحنه و ارتباط امیر با مادر ارتباط برقرار می کند."
امید نیاز با مطرح کردن این پرسش که آیا تخت استفاده شده در این نمایش نماد چیزی هست یا نه؟ جلسه را ادامه داد، در پاسخ جعفری مدیر موسسه پدیده حمایت عنوان کرد:" تخت نماد آرامش است و پارچه سفیدی که روی تخت است نماد انکار است که انگار آدم ها در تأتر هم آرامش را می خواهند و هم انکار می کنند نیازهایی را که دارند."
کارگردان نمایش «آتروپین» با اشاره به نقش دو کودک در این نمایش توضیح داد:" یک کودک نماد تسلیم و پذیرش ضعف هاست و یک کودک نماد خشم و پرخاشگری و جنگیدن با اینکه ما این نیستیم، ما باید تغییر کنیم و تا پایان نمایش این جنگ خشم و پذیرش تا آخر ادامه دارد."
در ادامه این پرسش مطرح شد که چرا امیر با مرد پستچی زودتر از بقیه و راحت تر از پدر و مادر ارتباط می گیرد و او را فراموش می کند؟ امید نیاز در پاسخ گفت:" من این را می گذارم به عهده خود مخاطب که هرکس هرطورمی خواهد برداشت کند و به نظرم هر کس یک فکر و دیدگاهی دارد."
جعفری در پاسخ به این پرسش توضیح داد:" به چند دلیل این ارتباط راحت تر شکل می گیرد اول اینکه پستچی مثل آقای اسکندری و پدرو مادر نقش مهمی ندارد. دوم اینکه ارتباط کمتری با امیر دارد و سوم اینکه انتظار فرد از پستچی کمتر از پدر و مادرش است. اگر پستچی فحاشی کند نسبت به کلمه تو که پدر و مادر به فرد می گویند کمتر انسان را ناراحت می کند. چون ما از پدر و مادر به عنوان منبع دلبستگی انتظار بیشتری داریم تا یک فرد غریبه تر."
گفتنی است، نمایش «آتروپین» از 9 تیرماه به روی صحنه رفت و تاکنون مورد استقبال بسیاری از اهالی تئاتر قرارگرفته است، این نمایش تا 7 مرداد98 هرشب ساعت 19 در تماشاخانه ماه حوزه هنری استان اصفهان واقع در خیابان استانداری، گذرسعدی به روی صحنه می رود.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: esfahan.hozehonari.ir