اصفهان
← همه اخبار
‬ احمد آوازه

‬ احمد آوازه

۲۵ آذر ۱۳۹۹کد خبر: 135298۱

نفر اول بخش شعر

برخیز و کمی قر بده بسیار مفید است

چون عید سعید است

فصل طرب و هلهله و شور و امید است

چون عید سعید است

 

باید گره از اخم فرو بسته کنی باز

با عشوه و با ناز

مثل حسن آقا که به دنبال کلید است

چون عید سعید است

 

یارم نگران از کرونا دلخور و خسته

یک گوشه نشسته

از دلبر خوش خنده چنین حال بعید است

چون عید سعید است

 

جای غم بیهوده بخور پسته و آجیل

در غیبت فامیل

هنگام پلو خوردن و ماهیِ سفید است

چون عید سعید است

 

فردا پسرانم همه مهمان به کبابند

گر زود بخوابند

گر دیر بخوابند غذا نان و شوید است

چون عید سعید است

 

با حکم قرنطینه فقط خانه نشستم

هی تخمه شکستم

سخت است اگر مدت این قصه مدید است

چون عید سعید است

 

باید بکنم ضد عفونی بدنم را

حتی دهنم را

وقت به فنا دادن افکار پلید است

چون عید سعید است

 

برخیز که غم را به کناری بگذاریم

در فصل بهاریم

با اینکه فشار از همه سو سخت و شدید است

چون عید سعید است

 

شادم که زمان نیز ندارد سر برگشت

مثل نود و هشت

چشمم به جلو منتظر سال جدید است

چون عید سعید است

 ((ناگهان پرده بر انداخته ای یعنی چه))

شر به جان بشر انداخته ای یعنی چه

 

اهل ووهانی و در راه اروپا رفتن

سوی ما هم نظر انداخته ای یعنی چه

 

همه را یکسره از عصر پر از تکنولوژی

تهِ عصر حجر انداخته ای یعنی چه

 

خبری جز تو در اخبار شبانگاهی نیست

سایه روی خبر انداخته ای یعنی چه

 

اختلاس و دله دزدی و زمین خواری را

از خبر ها به در انداخته ای یعنی چه

 

عده ای را که قطر هم به سفر می کردند!!!

ظاهراً از قطر انداخته ای یعنی چه

 

مسجد و حوزه ی علمیه که تعطیل شدند

شیخ را در خطر انداخته ای یعنی چه

 

بس که مالیده بشر بر کف دستانش کف

دست را از کمر انداخته ای یعنی چه

 

پنبه را کن فیکون کردی و روغن را هم

کاملاً از اثر انداخته ای یعنی چه

 

چشممان را به تمنای سلامت بودن

به فضولات خر انداخته ای یعنی چه

 

در قرنطینه میان زن و شوهر هر شب

تا سحرگاه شر انداخته ای یعنی چه

 

بوسه و دادن عیدانه و مهمانی را

از رسومات ور انداخته ای یعنی چه

 

هر که را سیزده از خانه به در می آمد

پای تی وی دمر انداخته ای یعنی چه

 

سایپا و توپولف را عملاً در کشتن

یک تنه پشت سر انداخته ای یعنی چه

 

خورده ای کنگر و بر گرده ی گیتی لنگر

در به در! بی پدر! انداخته ای یعنی چه

در خانه ی ما که با قرنطینه شده

دلگیر تر از فضای آسایشگاه

 

نه هیچ کسی میل به بازی دارد

نه حوصله ی رفتن تا ورزشگاه

 

نه هست کسی در غم ارزانی نفت

نه در غم تعطیلی پالایشگاه

 

نه دلهره ی گشودن مدرسه هست

نه حوزه علمیه و نه دانشگاه

 

نه غصه ی کم بودن دارو داریم

نه بحث نبود دکتر و زایشگاه

 

در خانه ی ما بحث اساسی این است

کی باز شود دوباره آرایشگاه

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://esfahan.hozehonari.ir/s/UU7T8P3

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: esfahan.hozehonari.ir