
"بود نبود بودگار بود" برنامه ویژه شب یلدای خانه ادبیات افغانستان
برنامه جشن شب یلدا « بود نبود، بودگار بود » ساعت ۱۷ شب گذشته با با حضور مردم علاقهمند به تاریخ و فرهنگ پارسی در سالن سعدی حوزه هنری اصفهان برگزار شد.

پس از قرآن توسط عبدالله امیری پخش سرودهای ملی افغانستان و ایران، میزبان برنامه راهان پارسی (غلامعباس حسینی) ،مدیر خانه ادبیات مستقل افغانستان،به خوش آمدگویی و شرح کلی برنامههای جشن پرداخت.
سپس کارشناس ادبی برنامه دکتر حیدرنیایراد از فلسفه و چرایی برگزاری شب یلدا در فرهنگ پارسی صحبت کرد.
در ادامه آقای خوشنواز، نوازنده ساز سنتی دمبوره که یکی از سازهای میهنی افغانستان است، به نوازندگی و با خوانش شعر حافظ با مطلع سحرم دولت بیدار به بالین آمد... پرداخت.
نمایشنامه خوانی برنامه بعدی بود که با اجرای گروه سه نفری حسن مقصودی، نازگل حسینی و رحیم کریمی انجام شد.
سپس علیرضا آقایی به صحنه آمد و به نواختن موسیقی سنتی ایرانی، ساز سه تار پرداخت.
بعد از ساز سه تار گروه شاهنامه خوانی و نقالی به اجرای برنامه پرداختند.
مرتضی قنبری پیش از هر نقالی به توضیح مختصری از داستان نقال پرداخت. داستان زال و رودابه را نقال نوجوان ماهور سلطانی اجرا کرد. همچنین داستان بیژن و منیژه را نقال نوجوان سامان جلفایی و در نهایت داستان گرد آفرید را با زیبایی تمام نقال هفتسالهی جمع بانو سوگل جلفایی اجرا کرد که با استقبال گرم حضار همراه شد و این گروه را ایستاده تشویق کردند.
در ادامه آقای خوشنواز باز هم دمبوره نواخت و غزل « الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها... » را خواند.
پس از آن دکتر حیدرنیایراد تفالی به حافظ زدند و غزلی از آن را خوانند. همچنین از جایگاه حافظ و ادبیات در آیین شب چله گفت.
در همین حین برگههای فال حافظ بین حضار پخش و همگی با نیت و خوانش فاتحه برای حافط فال گرفتند. سپس راهان پارسی گفت، این فالها شماره دار هستند و ما به سه شماره جایزه خواهیم داد. حیدرنیایراد سه شماره را انتخاب کردند. به سه برنده این بخش تندیس انارین برنامه به همراه کارت هدیه، تقدیم شد.
سپس نوازنده نوجوان برنامه آقای آقایی باز نواختن ساز سنتی سه تار پرداخت.
بعد از موسیقی سنتی ایرانی، گروه مشاعره به صحنه آمدند و به مشاعره پرداختند.عبدالله امیری و امیرحسین رحیمی و زهرا امیری که پوشش محلی هَزارگی به تن داشت، این بخش را اجرا کردند.
بود نبود بودگار بود، همچنان هیجان انگیز و همراهی میهمانانش ادامه داشت تا نوبت به قصهخوانی افغانستانی رسید. در این بخش زینب رضایی به همراه نواختن زیر صدای دنبوره توسط آقای خوشنواز قصهی « موغول دختر » را که یک قصهی وطنیهزارگی است را با گویش و لهجه وطنیهزارگی خواند. با خوانش این داستان یاد و خاطره قصه گویی های پدربزگ، مادربزرگها زنده شد و جمعیت با اشک و لبخند هایشان این بخش را دنبال کردند.
بعد از اتمام قصه رضایی، مادربزگ قصهخوان برنامه، شش دستمال خامکدوزی شده را که یادگاری جوانی هایشان بود به اجرا کنندگان ایرانی این برنامه اهدا کردند. خامکدوزی یکی از هنرهای دستی اصیل هزارگی است.
و در نهایت راهان پارسی با اهدا تندیسهای انارین برنامه به تکتک کسانی که قدمی برای برگزاری این برنامه برداشته بود، به تقدیر و تشکر از آن ها پرداخت.
راهان پارسی در انتها گفت:« شب یلدای ایرانی یا همان شب چلهی افغانستانی؛ یکی از هزاران نقاط مشترک فرهنگ دیرینهی این جفرافیاست. ما وظیفه داریم در جنگ با مدرنیته و جهانی شدن، از این فرهنگها پاسبانی کنیم. سعی ما در خانه ادبیات مستقل افغانستان همیشه همین بوده و هست که همواره هم از سوی حوزه هنری استان اصفهان از ما در اجرای این اهداف یاری شدهایم. امشب با چیدن کرسی و آراستن آن با ترمه و خامکدوزی، همچنین پوشیدن لباس های محلی هر دو کشور خواستیم نشان بدهیم ریشه و بنیاد ما یکیست.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: esfahan.hozehonari.ir