
در چهاردهمین برنامه «به ساعت اصفهان» مطرح شد:
تمام سبکهای شعری اصفهانی است
در عصر پاییزی پنج شنبه ۱۴ آذر98 همزمان با میلاد امام حسن عسگری (ع) چهارباغ برگ ریز را قدم قدم پیاده آمدم تا برسم به تالار سوره و چهاردهمین برنامه ی «به ساعت اصفهان». بیرون سالن بسیاری از هنردوستان منتظر بودند تا درهای سالن باز شود و به داخل دعوت شوند تا چون همیشه به ساعت اصفهانی را با شعر آغاز کنند.

در عصر پاییزی پنج شنبه ۱۴ آذر98 همزمان با میلاد امام حسن عسگری (ع) چهارباغ برگ ریز را قدم قدم پیاده آمدم تا برسم به تالار سوره و چهاردهمین برنامه ی «به ساعت اصفهان». بیرون سالن بسیاری از هنردوستان منتظر بودند تا درهای سالن باز شود و به داخل دعوت شوند تا چون همیشه به ساعت اصفهانی را با شعر آغاز کنند.
هر بار مناسب با فصل سن برنامه چیده می شود و این بار نیز سن برنامه یادآور شب یلدا بود، با انارهای درشت قرمز و سماوری برنجی که روی کرسی کوچکی گذارده شده بود. میز مجری با چند انار خوشرنگ و گلهای تازه مزین شده بود و بشقابی تخمه که آدم را ترغیب به نشستن و تخمه شکستن می کرد.
چون همیشه برنامه با اجرای سعید بیابانکی، شاعر خمینی شهری که سالهاست پایتخت نشین شده آغاز شد. بیابانکی با همان لبخند همیشگی پشت میز سمت چپ سن نشست تا شاعران را برای شعرخوانی به جایگاه دعوت کند.
«اصفهان خاستگاه شعراست»، بیابانکی پس از قرائت شعری این جمله را گفت و ادامه داد: «تمام سبکهای شعری اصفهانی است.»
مجری این برنامه یادی کرد از شاعران چیره دست اصفهانی جمال الدین و کمال الدین عبدالرزاق و افزود: «اینها از بنیانگذاران شعر هستند. در همه دورهها اصفهان از لحاظ شعری پرقدرت بوده است. شعر هنر اول اصفهان است و امیدواریم بیشتر به آن بها داده شود.»
بیابانکی، حرفهایش را سنجاق کرد به زیبایی پاییز در چهارباغ و گفت: «پاییز اصفهان رنگارنگ است و این هزار رنگ در چهارباغ جلوه زیباتری دارد و راه رفتن در این میدان هزاررنگ بسیار لذت بخش است.»
وی علی سلیمیان را به عنوان اولین شاعر به جایگاه برای شعرخوانی دعوت کرد. سلیمیان غزلی با این مطلع خواند: «محاصره است ولی جای هیچ دلهره نیست/که نور لم یزلی قابل محاصره نیست.» او غزلش را تقدیم کرد به امام حسن عسگری (ع).
اصفهان، خاستگاه آواز است
مجری برنامه در ادامه شعری خواند و یادی کرد از استاد آواز زنده یاد «تاج اصفهانی» و گفت: «سی و هشتمین سالگرد استاد تاج با حضور دوستداران این شخصیت شهیر اصفهانی در تخت فولاد برگزار شد. اصفهان علاوه بر اینکه خاستگاه شعر است، خاستگاه آواز نیز هست و حنجره استادان بسیاری در این خطه هنرخیز، شعرها را به آواز مبدل کرده است. استاد تاج اصفهانی و شاگردانش بیش از دانشکدههای ادبیات به شعر اصفهان خدمت کرده و آن را به دیگران معرفی کرده اند.»
بیابانکی اضافه کرد: تاج اصفهانی ادیب بود و شعر را به خوبی میشناخت. «مناسب خوانی» یکی از ویژگیهای مکتب اصفهان است که تاج در آن سنگ تمام گذاشته است و در هر مجلسی مناسب با فضای آنجا آوازخوانی میکرده و همه را به تحیر وا میداشته است. او به شاگردانش توصیه میکرد تا وقتی از شما درخواست نشده، آواز نخوانید و اگر جایی از شما خواستند که بخوانید کم بخوانید که دو مزیت دارد: یکی اینکه اگر خوب بخوانید بگویند چقدر کم خواند و اگر بد بخوانید بگویند چه خوب شد دیگر ادامه نداد.»
او افزود: «تاج اصفهانی از فضائل و دانش روز برخوردار بود. اصغر شاهزیدی یکی از شاگردان اوست که هر سال مراسم پرشوری با حضور علاقمندان بر سر مزار آنزنده نام، برگزار میکند.»
در ادامه بیابانکی، علیرضا ترابی را به جایگاه دعوت کرد و ترابی غزل خود را با این مطلع آغاز کرد: «اگر مقابلت این تیغ را غلاف کنم /بگو چگونه بیایم جلو مصاف کنم».
سمیه حسامی شاعر دیگری بود که به جایگاه دعوت شد و مطلع غزل خود را چنین خواند: «پس از تونام مرا بهترین این است آه بگذارند/ چه بهتر قصه این غصه را کوتاه بگذارند».
بیابانکی، در پایان این غزل یادی کرد از زنده نام ابوالفضل زرویی. شاعر طنزپردازی که در مجله گل آقا اشعارش منتشر میشد و چندی پیش بر اثر بیماری از دنیا رحلت کرد. بیابانکی گفت: زرویی کتابهایی در زمینه طنز منتشر کرده است و «رفوزه ها» و «حدیث قند» نام دو کتاب اوست.
او ادامه داد: زرویی مقالات نغزی هم در زمینه طنز دارد. «غلاغه به خونش نرسید» «خاطرات حسن علی خان» نیز از کتابهای اوست که بسیار جذاب و زیباست.
زرویی، هیچگاه اهل عرضه کردن خودش نبود
سعید بیابانکی در توصیف زرویی گفت: «این چهره ادیب و شخصیت نامدار کشور هیچگاه اهل عرضه کردن خودش نبود و به دنبال این بود که آثارش را منتشر کند. او آثار ارزشمند و درجه یکی دارد. «ماه به روایت ماه» یکی از کتابهای اوست که درباره حضرت ابوالفضل (ع) نوشته شده و برنده جایزه دعبل شده است.
در ادامه این برنامه، محمد مهدی احمدی یکی از شاعران افغانستانی به جایگاه دعوت شد و شعری سپید خواند: «چرا رفتی باید نگه میداشتمت برای تابستان کنار سفره/ کنار استکان لبریز حرف/ درخت انجیر گوشه حیاط/ کنار خودم».
نوبت رسید به مهمان این فصل شاعرانهها. رضا احسان پور، شاعر و استنداپ کمدین کشوری که این روزها بیشتر در حال و هوای عاشقی شعر میسراید. احسان پور سه غزل خواند که دو تای آن جدی و یکی دیگر طنزبود: «شبیه آنکه میبیند درون خواب هم خوابی/ خیالت بر خیالم می زند از بودنت قابی.» این مطلع یکی از غزلهای او بود.
وی در ادامه خواند: «به دامانت بگو دست از سر این باد بردارد/ بگو این مرد چوپان را به حال خویش بگذارد» این هم مطلع دیگری از غزل دوم احسان پور بود.
این شاعر برجسته نیز یادی کرد از ابوالفضل زرویی و گفت: «یک بار در نمایشگاه کتاب تهران با او برخورد کردم. زرویی به من گفت: این قدر کار کن و شعرت را قوی کن که متن از حاشیه بیشتر شود و کسی نتواند تو را نبیند و همین موضوع آویزه گوش من شد.»
احسان پور شعر دیگری هم در باب طنز گفت: «مذکران مجرد هوای یار کنید/مونثات به جا مانده را شکار کنید»
نادر صهبا شاعر بعدی بود که به دعوت بیابانکی به روی سن آمد و شعری سپید خواند: «و ای کسانی که ایمان آوردهاید/ آگاه باشید که ریشههای ایران در آب است و به گمراهان بگویید پیش از آنکه در سر نقشههای پلید بپرورید نقشه ایران را بنگرید.»
مهدی جهاندار شاعر آئینی مطرح اصفهان یکی دیگر از شاعرانی بود که حضار را به خواندن شعرهایش دعوت کرد. او چند شعر با مضامین جدی و عاشقانه و طنز خواند: «دختران لب بام آمده بی تقصیرند/ به تماشا دلشان لک زده بی تقصیرند»، «چطور آمد در این گیتی/ یه لبریتی، دو لبریتی،/ علی برکت سلبریتی/»، «کیم کیم یکی از بندیان گیسویت/ شهید فتنه 88 ابرویت».
مهدی جهاندار از سعید بیابانکی خواست تا او هم حضار را به یکی از اشعارش مهمان کند. بیابانکی چنین خواند: «وقتی نباشی جاری است/ در من غمهای عالم/ میروید از من گلهای اندوه/ گلهای ماتم».
علی فردوسی شاعر دیگری بود که برای حاضران به شعرخوانی پرداخت. وی غزلی با این مضمون خواند که: «با دست لرزان مینویسم میهمان هستم/ تا ساعتی دیگر فقط در این جهان هستم».
در این بخش نماهنگی درباره خانواده و استحکام آن پخش شد که مورد استقبال شاعران و حضار در این برنامه قرار گرفت.
بیابانکی در ادامه دکتر مهدی احمدی فر رئیس حوزه هنری استان اصفهان را به جایگاه دعوت کرد تا مطالبه شاعران که برگزاری فصلهای شهری است را از او بخواهد.
اصفهان در حوزه شعر و شاعری سرآمد است
رئیس حوزه هنری استان اصفهان در ابتدای حرفهایش اشاره کرد به برگزاری نمایشگاه گرافیک و پوستر در عمارت سعدی که هنرمندان لهستانی در آن نقش پررنگی دارند و گفت: از همه هنرمندان و هنردوستان دعوت میشود تا از آثار این هنرمندان بازدید کنند، آثاری که نشان از ارتباط دوستانه ی دو فرهنگ در گذشته دارد.
احمدی فر ادامه داد: دو نمایشگاه تخصصی از دو هنرمند لهستانی در این عمارت برپاشده است که این موضوع نشان میدهد اصفهان یک موزه شهر بزرگ است و هنرمندان دیگر کشورها برای اصفهان ارزش قائل هستند.
وی ادامه داد: برگزاری این نمایشگاه طی فراخوانی برای کشور لهستان انجام شد اما آثاری از هنرمندان آمریکا، سوئیس، هلند و نروژ و دیگر کشورها هم برای ما ارسال شده است.
رئیس حوزه هنری استان اصفهان در ادامه سخنانش با بیان اینکه اصفهان در حوزه شعر و شاعری سرآمد است، گفت: ما قول میدهیم که در این زمینه از شاعران حمایت کنیم و با شب شعرهای انجمنهای فصلی راه را برای هنرمندان در این زمینه باز کنیم.
دکتر مهدی احمدی فر، مشکلات مالی را یکی از علتهای به تأخیر افتادن برگزاری شبهای شعر فصلی برشمرد و گفت: من قول میدهم که تا پایان سال یک شب شعر فصلی و دو برنامه در حوزه طنز در این مکان برگزار شود.
در ادامه این برنامه، محمد خادم و صفری و چند تن از شاعران دیگر اشعار نغز خود را برای حضار خواندند تا چهاردهمین شب شعری پاییزی «به ساعت اصفهان» با روشن شدن شعله ای در دلها و صفای درونی آدم ها خاطره ای حک کند برای یلدایی که در پیش دارند.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: esfahan.hozehonari.ir
