
از ایده تا اجرا با رسول کمالی
خلق فضاهای شگفت انگیز
خانه هنرمندان در عصر پاییزی روز چهارشنبه حال و هوای دیگری به خود گرفته بود. این بار این خانه میزبان هنرمندی بود که به فراتر از کلیشه ها نگاه می کرد و باورش این بود که پژوهش باید در کنار هنر قرار بگیرد تا بتواند به خلق فضاهایی جدید بپردازد.

خیل عظیم جمعیتی که در سالن جلسات حضور داشتند نشان می داد که علاقمندان حوزه گرافیک این بار بیش از همیشه دوست دارند در محضر استادی بنشینند که نگرش جدیدی به دنیای اطراف خود دارد و او کسی نیست جز رسول کمالی از هنرمندان پیشرو نسل پنجم گرافیک ایران.
جلسه با کمی تاخیر شروع شد تا مدعوین حتی بیشتر از فضای سالن و بیرون از سالن نیز صندلی بگذارند و در سکوتی محض به سخنان او گوش دهند، او نه تنها در زمینهی گرافیک و تصویرگریِ خلاقانه کار میکند بلکه چند سالی توانمندی خود را در عرصهی عکاسی ؛فتوآرت نیز نشان داده است. توانایی او در خلق فضاهای سورئالیستی در نمایشگاه هایی که برگزار می کند به عینه نشان داده می شود، نگاهی عمیق و فلسفی که هر بار با دیدی نو به نمایش گذاشته است.
روایت هایی منسجم که توسط خود هنرمند روایت می شود و با لایه هایی که ایجاد کرده مخاطب را به سمت خود می کشاند.
رسول کمالی در ابتدای این نشست به چالش هایی اشاره کرد که ممکن است در جریان سفارشات مشتری ها ایجاد شود و هنرمند باید به خوبی این چالش ها را به فرصت تبدیل کند.
وی افزود: هر سفارش یک سوال چند وجهی است که میتوان پاسخ های بیشماری برای آن یافت. انتخاب یک پاسخ درخور که طراح آن را -در مقام یک پیغامآور- اغنا کند، مسئله ای ست که با آن دست و پنجه نرم میکنم.
کمالی در ادامه سخنانش رو به گرافیست های جوان اظهار داشت : اگر سفارش تحمیلی نباشد؛ سعی میکنم شگفتانگیزترین پاسخ را پیدا کنم. به سراغ خرده روایتها، شوخیها، ابژههای به ظاهر بیربط، موقعیتهای معلق، فرم های بیانگر اتفاق در حروف و... میروم. اما قبل از آن سعی میکنم با فاصلهای که از موضوع میگیرم، سفارش را به مثابهی یک پدیدهی جدای از خود و گاه متضاد با «من» ببینم و بعد از آن به سویش یورش برم و با آن آمیخته شوم.
این گرافیست با سابقه ادامه داد: این فاصله به من جایگاهی کل نگر میدهد تا با بررسی موقعیت سفارشدهنده و لحن و فضای مسلط موضوع، مسیر طراحی را با اطمینان بیشتری انتخاب کرده و تأثیر آن را بر مخاطب فرضی سفارش – که خود نقش آن را بازی میکنم- محک زنم.
کمالی افزود: سعی میکنم تکنیکهای بصری متفاوت را تجربه و در آن زورآزمایی کنم. خودخواهانه قصدم ایجاد کمی شگفتی است. زمانی که در جایگاه مخاطب با تصور یک ایده، شگفتزده میشوم آنگاه احساس میکنم به پاسخ نزدیک شدهام. برای ایجاد این شگفتی همیشه کمی شیطنت یا استهزا به موضوع لازم است. اینگونه نگاه شخصیام را به موضوع در پروژه تلقین میکنم.
وی با اشاره به اینکه از آنجا که برای تولید آثار گرافیکی پایبندی به سبک شخصی را بیهوده و محدود کننده میبینم، ایدههایم را برای هر موضوع با تکنیکهای متنوعی پیش طرح میزنم. با این حال برای اجراء در بیشتر مواقع با قاطعیت تصمیم، به سراغ یک ایده و یک تکنیک مشخص میروم. تکنیکی که حاصل تصویر ذهنیم از ایده و موضوع است.
کمالی ادامه داد: در اجرای ایدهها گاه تصویر را از هیچ میسازم و گاه ابژههایم را انتخاب وعکاسی کرده و در فرایند تحول دیجیتالی قرار میدهم.
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه همیشه تایپ را جزئی از تصویر فرض میکنم که جدای از خوانایی باید با ارزش های بصری تصویر هم سو و یا مکمل باشد، تصریح کرد: در اجرا آنچه برایم اهمیت دارد تلاش برای مضمحل، واژگونی یا مبهم نشدن ایده است، نباید مبهوت تکنیک و جذابیت تصویر شد و ایدهی با خود پیمان بسته را از یاد برد. البته پیش میآید که در مسیر اجرا و کلنجار، بیان ایدهای با کمی تغییر تکمیل، تصحیح یا تصریح میشود.
وی در ادامه سخنانش به ایدهپردازی برای نشان «گالری دیدار» اشاره کرد و گفت: «گالری دیدار»، یک نگارخانۀ نوپا با رویکردی معاصر و پژوهشگرانه در شهر اصفهان است که قصد داشت با مدیریت خانم پروانه سیلانی به نمایش تجربههای پیشرو در هنرهای تجسمی، اجرا، چیدمان، ویدئو و... بپردازد.
کمالی اضافه کرد: در طراحی نشان گالری دیدار، سعی کردم که با رویکردی ایدهمحور- فرایندمحور مسیر طراحی را پیش ببرم و بیش از آنکه به نتیجۀ نهایی و تناسبات زیباییشناسانۀ موضوع سفارش بیاندیشم، روند و جریان طراحی را بیشتر مورد توجه و تأکید قرار دهم؛ از این رو مطالعات موضوعی خود را با چهار گزاره آغاز کردم.
وی در ادامه به سفارش دیگر خود اشاره کرد و اظهار داشت: در سفارش زرسام سعی کردم که خواستگاه تمام فلزکاری ها و سرامیک هایی که در دوران گذشته بود را بررسی کنم و عنصری که در این نشانه وجود داشت در ریشه های باستانی هم بود و برخوردی چلیپاگونه با برند دیگری شد.
این گرافیست با اشاره به اینکه در طراحی مجموعه آرترینا سعی کردم از ریشه آناهیتا و میترا استفاده کنم و حرکت رنگ سرد و گرم و خورشید حیات بخش را در آن جاری کنم. در طراحی دیگری از این موضوع سعی کردم به طاووس اشاره داشته باشم و به فره مندی و فاخر بودن آن فکر کنم و در عین حال به این فکر کردم که مشتری من هم باید در این رابطه احساس مشارکت کند .
وی اضافه کرد: جای خالی دریافتهای معنایی و عاطفی در زبان تصویرِ امروز محسوس است و بازخوانی آموزههای تصویری گذشتگان برای پیوستگی و تداوم فرهنگ تصویری هر جامعه یک ضرورت قلمداد میشود.
کمالی در پایان اظهار داشت: احساس می کنم که دریچه جدیدی را پیش روی طراحی باز می کنیم اگر پروسه پژوهشی را در کنار آن داشته باشیم و با این تعاریف بدعت های جدیدی هم شکل خواهد گرفت.
گالری تصاویر (۱)
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: esfahan.hozehonari.ir