
ردپای سینما در نمایشنامه پریکلس شاهکار کمدی شکسپیر
نمایش پریکلس کاری از حبیب نریمانی از 26 بهمن تا 10 اسفند ماه هر شب ساعت 18:30 در تماشاخانه ماه به روی صحنه می رود.

خلاصه نمایشنامه پریکلس اثر شکسپیر
گاور، در نقش معرفیکننده داستان نمایش، در آغاز نمایش فاش میکند که پریکلس شاهزاده تایر به شهر آنتیاخ آمده و در پی ماجراجوییها، خواستار ازدواج با دختر زیبای آنتیاخوس است. اما شرطی که شاه برای ازدواج او با دختر خود نهادهاست حل کردن معمایی است که ریشه آن موضوع زنا با محارم است؛ موضوعی که گویا رازی هولناک در دربار را در خود دارد. پریکلس (در مقابل درباریان و شاه) در پاسخ به معما چنان ظریفانه سخن میگوید که معنای آن را تنها شاه و دخترش میفهمند. اگرچه مجلس با شوخی و خنده به پایان میرسد، پریکلس همان شب از ترس جان خویش از شهر میگریزد و به دیار خود بازمیگردد. گرچه در آنجا هم در خوف گرفتار شدن به غضب آنتیاخوس کبیر و سهمگین است؛ بنابراین او پادشاهی کوچک خود را در دست هیلکانس؛ از مردان وفادار خود میگذارد و با کشتی به سرزمین دور تارسوس در مقدونیه میرود؛ و این درست همان شبی است که ثالیارد، بزرگترین آدمکش دربار آنتیاخوس، به شهر تایر وارد میشود…
پریکلس نمایشنامه ای کمدی ، فانتزی به کارگردانی حبیب نریمانی است که این روزها در تماشاخانه ماه حوزه هنری درحال اجراست و تا دهم اسفند ماه اجرای آن ادامه دارد. پریکلس حبیب نریمانی آنقدر که تحت تأثیر سینما و فضای آن است با هنر دیگری در ارتباط نیست. حبیب نریمانی که ساخت مجموعه صبحگاهی زنده رود را هم به عهده داشته پر مشخص است که بیشتر تحت تأثیر سینماست تا تأتر. او از کلاکت سینمایی برای اعلام صحنه هایش استفاده می کند. درجایی شخصیت را به استودیوی آنالوگ می فرستد جایی که مدت هاست در دنیای دیجیتال امروزی از مد افتاده است یا شخصیت ها در پایان وقتی به هم می رسند مثل فیلم ها فریزفریم می شوند. تکنیک هایی که بیشتر حرف از سینما می زنند تا تأتر.
او در بازنویسی اش از اثر شکسپیر با حفظ نام ها و شخصیت ها فضا را به جای بردن در قصر پادشاهی به فضای استودیو و رقابت بر سر شهرت و قدرت استودیوها تبدیل کرده است و از پریکلس به جای شاهزاده ای عاشق پیشه یک خواننده عاشق پیشه خلق می کند که با بازی خوب مهدی فرخانی جان می گیرد.
حبیب نریمانی بیش از هرچیز در بازی گیری از بازیگران تأترش موفق عمل کرده است. او با انتخاب های درست مثل فرخانی با صدای عالی و فیگور مناسب در نقش پریکلس، رسول هنرمند در نقش گاور و دیگران نشان می دهد در این زمینه مهارت خوبی دارد.
از دیگر نقاط قوت این نمایش لحظات طنزی است که نریمانی توانسته با زیرکی به وجود بیاورد هرچند در یک مورد شوخی از حد می گذرد اما در بیشتر موارد او خنده را به راحتی بر لب تماشاگرش می نشاند.
نریمانی که خود طراحی صحنه و لباس تأتر پریکلس را برعهده دارد هرچند توانسته به مدد همین لباس های به روز مانند استفاده از عینک آفتابی برای شخصیت پریکلس ، یا پیراهن و شلوار دوبنده برای گاور و عینک شنا برای ثالیارد با خلق شخصیت های با نمک تماشاگر را تا پایان نمایش با خود همراه کند اما در بضاعت تأتر عمل کرده و خلاقیت چشمگیری در این مورد به خرج نداده است. گاهی لباس ها با آن جورابهای قهوه ای رنگ و زیرپوش های مردانه به تن شخصیت ها در همه جا با متن نمایش همراهی نمی کنند و اگر زیرپوش های مردانه نیز رنگ های متنوعی داشتند شاید به شخصیت پردازی کمک بیشتری می شد.
در طراحی صحنه نورهای 4 طرف صحنه هرچند به مدد طراح نور آمده ولی اگر با ارتفاع های متفاوتی جانمایی می شد حس و حال استودیو را بیشتر به تماشاگر القا می کرد.
یکی از معایب تأتر پریکلس طولانی بودن آن است و به نظر می رسد کارگردان می توانست صحنه ها و حتی پرده هایی از نمایش را به جهت حفظ ریتم مناسب نمایش از آن حذف کند تا فاصله بین خنده های تماشاگر کمتر شود و تماشاگر دچار کسالت نشود.
از دیگر تکنیک هایی که حبیب نریمانی به خوبی در کارگردانی تأترش از آن بهره برده است تکنیک فاصله گذاری است. نریمانی با حضور شخصیتی که مثل کارهای سینمایی کلاکت به دست دارد و صحنه ها را اعلام می کند ، با بازی صحنه هایی که شخصیت ثالیارد طعمه هایش را نوازش می کند و از بازی خارج می شود و کلاکت زن به او تذکر می دهد که به بازی برگردد به خوبی فاصله گذاری می کند تا هم تماشاگر را از کسالت بیرون بیاورد و هم همذات پنداری زیاد را بشکند.
کارگردان با استفاده درست از متن سنگین نمایشنامه شکسپیر و مدد از آن در جاهایی نقد سیاسی اجتماعی خود را بدون شعارزدگی و همراه با طنز به متن نمایشنامه اش تزریق می کند و با زیرکی ازمانع سانسورو حذف صحنه های نمایشنامه اش می گذرد.
آنچه در تأتر پریکلس نریمانی بیش از هر چیزی قابل تحسین است استفاده از موسیقی درست و گروه موسیقی قوی در اجراست. ملودی های متفاوتی که گروه موسیقی این کار اجرا می کند لحظه ای تماشاگر را به خود وانمی گذارد و او را تا پایان نمایش با خود همراه می کند. در انتخاب ملودی های این نمایش نیز کارگردان از سینما تأثیر گرفته است و در جایی به وضوح از ملودی انیمیشن پلنگ صورتی بر روی حرکت های بدن ثالیارد استفاده می شود تا بیننده را به خنده وادارد.
در منظر کلی آنچه تئاتر «پریکلس» را به عنوان یک اثر کمدی فانتزی موفق نشان می دهد هوشمندی کارگردان در استفاده به جا از موسیقی، بازی خوب بازیگران و داستان پرکشش و جذاب شکسپیر است که در مجموع توانسته یک اثر قابل قبول به مخاطب ارائه دهد.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: esfahan.hozehonari.ir