
روزهای نبرد محرم روایت شد
همرزم ها آمده بودند تا در یک عصر پاییزی خاطره، باز هم جبهه را مرور کنند. از ابتدای ورودی تالار سعدی حوزه هنری مردان رزم و پیکار با دشمن، حال یکدیگر را می پرسیدند و خوشحال بودند از اینکه باز در یک برنامه خاطره گویی، دیدارهایشان تازه شد.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان اصفهان، در این برنامه که در بعدازظهر چهارشنبه 23 آبان ماه در سالن سعدی برگزارشد سردار سیداحمد موسوی، مسئول اطلاعات عملیات لشکر ۱۴ امام حسین(ع) اولین فردی بود که به جایگاه دعوت شد تا خاطرات روزهای سخت نبرد را برای همرزمانش به رشته سخن درآورد.
آغاز خاطرات موسوی با عملیات محرم بود. او گفت: در این عملیات به جایی رسیدیم که میتوانستیم دشمن را ببینیم. ما با دشمن ۱۰ متر بیشتر فاصله نداشتیم. خیلی برای ما جالب بود که هم از رودخانه عبور کردیم و هم به میدان مین دشمن رسیدیم.
او ادامه داد: رودخانهای که در حالت عادی عرض 10 تا 15 متر و عمق آب آن هم کمتر از نیم متر بود موقع عملیات طغیان کرد و عرض 15 متر رسید به 200 متر. با این حال لشگر امام حسین(ع) شناسایی خود را قبل از طغیان انجام داد و در نهایت 3 محور برای عملیات، آماده شد.
عبور از خود رودخانه ساده نبود
فرمانده اطلاعات و عملیات محرم در سال 61 اظهار داشت: تصمیم داشتیم از رودخانهای عبور کنیم که یک طرف آن جنگل بود و دشمن نیز در حاشیه رودخانه حضور داشت، عبور از خود رودخانه ساده نبود، یک ارتفاع 4 متری که نمیشد به داخل رودخانه رفت باید جایی را پیدا میکردیم که راحت برویم کنار رودخانه و از آن طرف خارج شویم.
سردار موسوی در ادامه بیان کرد: به خاطر کمین و هوشیاری دشمن کار ما سخت شده بود تا اینکه خدا به فکر من انداخت که شناسایی را در محور چمسری که شهید عرب مسئول محور آنجا بود آغاز کنیم. بخشی از رودخانه را رفتیم و به این نتیجه رسیدیم که شب هنگام، به بخشی که در دید دشمن حرکت کنیم و یک روز در جنگل بمانیم، کار شناسایی را انجام دهیم و برگردیم. این کار انجام شد و ساعت 2 نیمه شب به سمت محل مورد نظر حرکت کردیم، مسیر را طوری برنامهریزی کردیم که به سمت رودخانه دویرج برسیم. در تاریکی شب، من جلو حرکت میکردم و 5 نفر پشت سر من میآمدند. یک لحظه صدای صحبت کردن عراقیها را از فاصله نزدیک شنیدم به سرعت به پشت سریها گفتم خودتان را به سمت جنگل برسانید. چند نفر عراقی به سمت ما میآیند فاصله ما با عراقیها شاید 10 یا 15 متر بود آنها از کنار ما رد شدند و متوجه ما نشدند.
فرمانده اطلاعات و عملیات محرم افزود: نماز صبح را خواندیم و بعد از روشن شدن هوا، متوجه شدیم جایی که نشسته بودیم آبرفتی به سمت رودخانه است ما به دنبال آن مسیر رفتیم تا به رودخانه برسیم. به راحتی از درختان کوتاه گذشتیم و به رودخانه رسیدیم شیاری بود که از آنجا نیز عبور کردیم ارتفاع آب در آن شیار قبل از عملیات زیر زانوی من بود و سرعت آب هم آرام.
گزارش عملیات به شهید خرازی داده شد
موسوی خاطرنشان کرد: به جنگل برگشتیم و صبر کردیم تا شب شود تا بتوانیم به مقر بازگردیم. زمانی که منتظر بودیم متوجه حضور دشمن شدیم که در حال مین کاری بودند. چند ساعتی مین کاری کردند و به عقب برگشتند، غافل از اینکه ما از این مسیر مطلع شدیم. ما هم مسیر را به خوبی در جنگل مشخص کردیم و دقت کردیم به جایی که مین گذاشتند تا به آن سمت نرویم. شناسایی به نحو کامل در یک شبانهروز انجام شد و ما به فرماندهی سپاه و شهید خرازی گزارش دادیم و اواز این موضوع بسیار خوشحال شد.
فرمانده اطلاعات و عملیات محرم گفت: عملیات دو شب بعد از شناسایی، انجام شد. به همرزمان گفتیم میتوانیم به راحتی از رودخانه عبور کنیم. با یگان علی بن ابیطالب که محور چپش با ما تقریبا در چمسری به هم نزدیک میشد، شروع به حرکت کردیم و در نتیجه 6 گردان از محور ما عبور میکردند.
فرمانده عملیات محرم در سال 61 ادامه داد: روز قبل از عملیات با همرزمان صحبت کردیم که هر کدام چه کاری انجام بدهند و در جنگل هم طنابکشی شد، من دوباره برگشتم که گردان ها را به مسیر مورد نظر هدایت کنم از همان رودخانه که آب کمی داشت ولی حالا ما نمیتوانستیم از کنارش رد بشویم و مجبور شدیم از بالای آن حرکت کنیم طناب را گرفتیم و موقع عبور از آب، متوجه زیاد شدن آب شدیم. هنوز فشار آب خیلی زیاد نشده بود که به گردان گفتم هیچ کدامتان قدتان از من کوتاهتر نیست. من جلو میروم اگر توانستم رد شوم شما بیایید. آبی که روز شناسایی زیر زانوی من بود حالا به زیر گلوی من رسیده بود ولی فشار زیادی نداشت، متوجه شدم که این آب باز هم زیاد می شود. به سرعت گردان را در محور چمسری هدایت کردیم 3 گردان از ما و 3 گردان از علی بن ابیطالب. مشکلی پیش نیامد و عملیات انجام شد.
همه چشمها به عملیات محرم دوخته شد
در ادامه این برنامه، سرهنگ مرتضی شریعتی گفت: دو برادر 19 و 18 ساله در عملیات محرم بودند، چند شب مانده به عملیات، برادر بزرگتر از من خواست تا برادر کوچکش که عزیز دردانه مادر است در تدارکات بماند و همراه ما به عملیات نیاید. من هم با هر ترفندی بود این کار را کردم اما دشمن موقعیت را شناسایی و موشک پرتاب کرد که باعث زخمی شدن برادر کوچکتر و در نهایت شهادت او شد. افرادی که در پشتیبانی مستقر بودند به شهادت رسیدند و برادر این رزمنده هم در میان زخمیها بود که سرانجام در بیمارستان اندیمشک به شهادت رسید و آن برادری که در عملیات شرکت کرد و از آب هم عبور کرد، سالم ماند و عزیز دردانه به شهادت رسید.
فرمانده گردان عملیات محرم 61 با بیان اینکه چند سالی است که در روز 25 آبان، این عملیات گرامی داشته میشود و برنامههای مختلفی برگزار میشود، گفت: یادم میآید حدود 5 سال پیش مراسم گرامیداشت 370 شهید اصفهان در میدان 25 آبان برگزار شد از اتفاق آن شب بسیار باران بارید و من گفتم عبور از آب رودخانه با وجود باران، یک مرحله از عملیات محرم بوده و مراحل دیگر که فتح و پیروزیهایی که نصیب سپاه اسلام شد، مرحله دیگری بوده که کمتر درباره آن صحبت میشود. بعد از عملیات رمضان که اواسط تیرماه انجام شد نتوانستیم به اهدافمان برسیم، همه چشمها به عملیات محرم دوخته شد.
شریعتی ادامه داد: عملیات محرم 14 گردان پیاده، ادوات و تجهیزات داشت و مصادف شد با ایام عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(ع). اردوگاه ما در منطقهای که در فتح المبین آزاد کرده بودیم، یادآور رشادتهای رزمندگانی بود که آن منطقه را عید سال 61 آزاد کرده بودند و الان آبان ماه است که در این منطقه اردو زدیم و با ماه محرم مواجه شدیم. همه ما برای امام حسین(ع) عزاداری میکردیم، فرماندهان میگفتند از ائمه اطهار یاری بطلبید تا بتوانیم در این عملیاتهایی که در پیش داریم، موفق بشویم.
او گفت: هدف بزرگ رزمندگان، پیروزی در برابر سپاه دشمن بود که خوشبختانه توانستیم حدود 100 کیلومتر از جاده دهلران تا اندیمشک را به خط مرزی برسانیم و غنائم زیادی به دست آوریم ولی تلخی این عملیات این بود که تعداد زیادی شهید دادیم. این شهادت به علت شنا بلد نبودن رزمندگان نبود چرا که عمق و سرعت فشار آب به حدی بود که شهید توانگر که خود نجات غریق بود نتوانست خود را نجات بدهد و غرق شد.
او ادامه داد: وقتی به لب رودخانه رسیدیم با محور چپ و راست هماهنگ شدیم، باران شدیدی بارید بچههای تخریب گفتند ما یک کانال دیدیم که عمق3 متر و دهنه 5 متر دارد که عبور بسیار سخت است آب تا زانوی بچهها بود من گفتم با سر نیزه لب کانال را اریب کنید تا عمقش کمتر شود تا بچهها بتوانند بالا بیایند.
آغاز خط شکنی
شریعتی بیان کرد: بعد از گذشت یک ساعت که هر سه محور با هم خط شکنی شروع شود، بچههای تخریب و اطلاعات آمدند و گفتند ما مشکل کانال را حل کردیم و معبرها و سیم خاردارها را باز کردیم ولی حالا که خودمان برگشتیم آب بالا آمده به طوری که به سینه ما میرسد. به گردان اجازه پیشروی ندادم و تصمیم گرفتم خودم از نزدیک ببینم. یکی از دوستان با مشقت بسیاری رودخانه را طی کرد و داد زد اینطرف نیایید ممکن است آب شما را ببرد. من هم به سمت گردان برگشتم و با مسئول محور و دیگران صحبت کردیم که امکان عبور نیست.
او افزود: موقعیت حساس آن منطقه مربوط به گردان امام حسین بود اگر یک محور بسته میشد فشار به بقیه محورها میآمد از دید فرمانده نگاه کنیم میبینیم 50-40 روز شناسایی انجام شده یک ساعت قبل هم عمق آب نیم متر بوده و یکدفعه الان عمق آب به 2 متر رسیده است. این قابل قبول نیست. وقتی گفتیم امکان عبور نیست، شهید خرازی، خطاب به من گفت: شریعتی عملیات باید انجام شود و این حرفی بود که از یک فرماندهی مطمئن زده شده بود و به ما میگفت از آب عبور کنید، باعث ایجاد امیدواری برای محورهای چپ و راست است.
شریعتی ادامه داد: از آقای خرازی پرسیدم، تکلیف چیست. گفت: بله عبور کنید. ما هم به بچهها اعلام کردیم که باید از رودخانهای عبور کنیم که عمقش نزدیک به سینه است در حالیکه قبلا گفته بودیم تا زانوست. زنجیر وار همدیگر را بگیرید و محکم از رودخانه بگذرید. این کار انجام شد اواسط رودخانه، آب من را از بقیه جدا کرد اما به کمک بقیه نجات پیدا کردم.
شریعتی گفت: فقط یک بیسیم سالم داشتیم و در محورها درگیری اتفاق افتاده بود و آتش دشمن زبانه میکشید و به بقیه اعلام کردیم کسانی که اسلحه دارند گروهان را تشکیل بدهند سرانجام در آن شب سرد با لباس خیس توانستیم خط دشمن را بشکنیم.
او اظهار داشت: زمانی که در اردوهای راهیان نور شرکت میکنم، با خودم میگویم آن شب سرد چطور با لباسهای خیس و تعداد کم اسلحه که چندتای آنها هم کار نمیکردند، موفق شدیم و از این مسیر گذشتیم.
پایان بخش این برنامه رونمایی از کتابهای تولیدی حوزه هنری استان اصفهان در زمینه کتاب دفاع مقدس بود، کتابهایی که برخی از آنها در دیدار اخیر مقام معظم رهبری با جانبازان و رزمندگان دفاع مقدس به ایشان تقدیم شده بود، کتاب«سیزده در هفت» نوشته محمود نجیمی، کتاب «مگر شما ایرانی نیستید» نوشته عباس رئیسی، و کتاب «سهم من از عاشقی» نوشته رمضانعلی کاووسی، کتاب «دی هشت» نوشته علی هاشمی و کتاب «تاکسی سرویسی برای فاو» کتابهای رونمایی شده در این برنامه بودند.
در این برنامه همچنین از مادر شهیدان محمدتقی و حمید ملک احمدی و پدر شهیدان رضا و محمدکاظم رحیمی چمکانی از شهدای عملیات محرم تقدیر به عمل آمد.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: esfahan.hozehonari.ir