اصفهان
← همه اخبار
مجلس مدح سلطان محمود؟ یا حلقه طنز نصف جهان؟

مجلس مدح سلطان محمود؟ یا حلقه طنز نصف جهان؟

۸ تیر ۱۳۹۸کد خبر: 38066۲

چهارشنبه نخستین هفته تیرماه به عنوان خبرنگار زودنیوز به محض ورود به حلقه طنز نصف جهان متوجه حضور گروه گزارشگران صدا وسیمای اصفهان شدیم که ضمن تهیه مصاحبه با چند تن از حضار، از برنامه هم تصویربرداری مفصلی کردند و کلا حلقه طنز زیر سایه گزارش آنها بود. بنابراین ما درحال گفتن ( پس به همان صدا و سیما جانتان بگویید از شما گزارش تهیه کند) جلسه را ترک کردیم ولی چون کسی اصلا توجهی نکرد برگشتیم و این گزارش را نوشتیم؛

حلقه طنز کم کم تبدیل به دو جناح شده است که در یک سمت کسانی حضور دارند که به قول خودشان صرفاً برای بهره برداری آمده اند و در جناح مقابل طنزپردازان هستند که برای بهره رسانی صادقانه به مردم و بخصوص مسئولان تشریف آورده اند. پس از چاق سلامتی ها، آقای حکیمی چند دوبیتی در مدح (سلطان) محمود سلطانی خواندند که میان سکوت همگان، مورد توجه و تشویق فراوان محمودسلطانی قرار گرفت. در ادامه آقای سلطانی ضمن دعوت از همه به سرودن شعر در مدح ایشان، حرف هایی جلو دوربین صدا و سیما درباره مسائل جاری ممکلت زدند که پیچ و مهره های دوربین صدا و سیما ریخت. ضمناً اعلام کردند که آمریکا هیچ اقدام و هیچ تحریمی نتوانسته علیه حلقه طنز نصف جهان انجام دهد و این نشان از قوت و سمبه پر زور ما در حلقه طنز دارد.

محمدشیرچیان میکروفن پیش رویشان را قطع کردند و گفتند (این میکروفن آکلهِ س!) و بخشی از خاطرات شیرین شان را تعریف کردند. مسعودصفری از حضار نظرخواهی کردند که شعر با لهجه اصفهانی بخواند یا تهرانی. اکثراً روی موضع اصفهانی پافشاری کردند؛

در به درِ در به درا مَسوده

در نیاورد سر تو سرا مَسوده

پس از پایان شعر حدود سه ساعت و بیست و شش دقیقه درباره اینکه (مسوده) در لهجه اصفهانی همان مسعود است و (هـ)آخر آن (هـ) تانیث نیست و تحبیب هست، نه تصغیر یا برعکس صحبت شد که کسی نفهمید بالاخره چی شد.

محمدپوررشیدی گفت غزل طنز (تولید ملی) را برای بیستمین بار می خوانم ولی این بار برای اینکه تنوع و تازگی داشته باشد به جای کاغذ، از روی گوشی می خوانم؛

کالای ملی ام بدنم تیر می کشد

دستم، سرم، تمام تنم تیر می کشد

آقای طالبی که معلوم نبود دیشب چه خورده است و در چه وضعیتی به سر برده که خواب شمر دیده بود. در قالب شعر طنز آن خواب را تعریف کرد و باعث شد خواب از سر همه بپرد.

خانم امامی درباره خارسو (که همانا در لهجه اصفهانی به معنی مادر زن یا مادر شوهر است) شعری خواند که سعیدآزاد اعتراض کرد که ایشان نباید در حیطه شعری ایشان یعنی (مادرزن) ورود می کردند که با اعلام اینکه منظور خانم امامی از خارسو، در واقع مادرشوهر است. سوء تفاهم ها رفع شد. سپس سعید آزاد شعری درباره مادر زن خواندند تا بر مواضع قبلی خود تاکید کرده باشند.

علیرضایعقوبی، یوسف خوش نظر، مرتضی نیکوکار نیز اشعار کوتاهی خواندند که مورد توجه بغل دستی شان و البته حضار سالن قرار گرفت.

محمدبهرامی در ابتدای رباعی خوانی شان، این رباعی را خواند؛

 چندین سر سپرده داری آذین

چند عاشق ناشمرده داری آذین

هر انجمنی که گشته در شهر بنا

صد عاشق کشته مرده داری آذین

که پر واضح است که مورد تایید و تشویق فراوان محمود سلطانی ( متخلص به آذین) قرار گرفت. ولی یکی از حضار گفت که آقای بهرامی هر انجمنی در اصفهان می رود همین شعر را می خواند و فقط ردیف آن را به اسم مدیر آن انجمن تغییر می دهد. که این صحبت مورد تکذیب و تهدید و ارعاب آقای سلطانی واقع شد و در همین حال و هوا جلسه را نیز مختومه اعلام کرد.

گالری تصاویر (۱)

مجلس مدح سلطان محمود؟ یا حلقه طنز نصف جهان؟
اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://esfahan.hozehonari.ir/s/DQYJM6F

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: esfahan.hozehonari.ir