
بی خبری درحلقه طنز نصف جهان
چهارشنبه اول آذرماه، مانند چهارشنبه های اول هر ماه، حلقه طنز نصف جهان به شدت و حدت تمام برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان اصفهان به نقل از نیوزقند (گزارشگر دفتر طنز حوزه هنری اصفهان) در ابتدای جلسه محمودسلطانی (مجری حلقه) گفت: تا همین چند دقیقه پیش از اینکه قرار است برنامه را اجرا کند بی خبر بوده و در عین بی خبری از اولین حاضر در جلسه خواست طنزش را قرائت کند.
پارسا کمپانی شعری با لهجه شیرین اصفهانی خواند با این مطلع؛ با یادی دو سالی که تو قلبم خونه کردی/ای دختر سیچون تو منو دیونه کردی.
لازم به ذکر است که (سیچون) یکی از محله های اصفهان است و توصیه می شود جوانان غیور سیچون با روءیت پارسا کمپانی در آن محله، از ایشان حسابی پذیرایی به عمل آورند...
در ادامه آقای صفائی شعری درباره حلقه طنز خواند؛ با این مضمون یک روز در این خانه نشستم به تماشا...
و در ادامه؛ طنز است ولی مقصد آن بیهُدگی نیست
آقای غلامیان طنزی درباره اوضاع گل و بلبل اقتصادی خواند و پشت بند آن فرشته قائمی خواند؛ مجری اخبار دیشب گفت که- حال ما خوب است زیر خط فقر.
پس از این دو شعر، ناگهان محمود سلطانی به صورت خودجوش و داوطلبانه، تقصیرِ همه مشکلات جزئی اقتصادی را به گردن گرفت ولی حاضران در جلسه متفق القول از وجود مشکلات اقتصادی ابراز بی اطلاعی کامل کردند. آقای سلطانی برای التیام و جبران آسیب روحی، دوربین را به سمت مهدی حکیمی چرخاند تا شاید با مدحیه جدیدی که در وصفش نوشته بود، درد ها التیام یابد.
آقای حکیمی هم که هر روز در مدح آقای سلطانی زبردست تر می شود این بار موشحی سروده بود با این مطلع؛
مخور غصه توی ای سلطان استاد/ حقیر و چاکرت مهدی قناد-و...
(موشح) از آرایههای ادبی است که اگر حروف اول هر بیت یا مصرع بهدنبال یکدیگر قرار گیرند نام یا لقب کسی یا واژهای یا بیت و جملهای دیگر تشکیل شود.{با تشکر از ویکی پدیا!} حروف به هم چسبیده موشح آقای حکیمی می شد؛ (محمود سلطانی).
در ادامه نجمه امامی با خواندن چند نقیضه تک بیتی و یک نقیضه غزل، حسابی از خجالت حضرت حافظ در آمد. بهارنژند هم با دستی گچ گرفته دوبیتی هایی درباره مشکلات اقتصادی خواند که آقای سلطانی آرزو کرد در ادامه مسیر نویسندگی، ان شالله دست هایشان قلم شود!
حسین حدادان خواند؛ آن پیر نگاهش به زنش چون که گره خورد...
بقیه اش را باید خودتان تشریف می داشتید و می شنیدید. قرار نیست کُنه همه شعر و مسائل را در گزارش بیاوریم!
آقای پولادی در ادامه ی مسئله مهم امروز در ادبیات ( یعنی ناز و عشوه و قر و قمیش معشوق) با لهجه شیرین اصفهانی خواند؛ افسوس که یارم تو کار ناز و قمیشِ س
صدرا سلطانی طنزپرداز نوجوان با فرمان آقای سلطانی مبنی بر (هِی یو! پیلیز استندآپ!) ایستاده در حلقه، استندآپ کمدی ای اجرا کرد با موضوع زندگی نامه خواجه نصیرالدین طوسی. لازم به ذکر است که ایشان در یک سری استندآپ کمدی، از خجالت تعداد دیگری از مشاهیر این مرز و بوم درآمده است.
سعیدآزاد در ادامه، شعری شیرین با لهجه اصفهانی خواند. مرتضی نیکوکار طنز تلخی خواند که شیرینی شعر آقای آزاد روی لب همگان ماسید. محمدبهرامیان طبق روال همیشه با رباعیات آتشینش جمع را به وجد آورد؛ دنبال خرِ دوگانه سوزم کردی...
نعمت الله طالبی هم به سنت آقای بهرامیان جمع را به وجد آورد و پس آن محمدپوررشیدی که در ابتدای نشست ابراز کرد که طنزی در آستین ندارد، از حافظه موبایل شان به هر ضرب و زوری که بود دو شعر طنز برای حضار خواند.
و بدین ترتیب ،حلقه طنز 138 با طنزخوانی مجری برنامه، آقای سلطانی و اعلام اینکه شب طنز خنداخند به زودی (در همین ماه ) برگزار می شود ، به پایان خوش رسید.
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: esfahan.hozehonari.ir