
عاشق و عاشقی در خنداخند یلدایی 21
خنداخند۲۱ در حالی آغاز شد که مجری برنامه محمود سلطانی در شب یلدا، خودش و همگان را به عشق ورزیدن، دوست داشتن و بوسیدن فرزندان! دعوت کرد.

محمدرضایی دستیارمجری برنامه، به صورت داوطلبانه شروع به آواز خواندن کرد تا به همگان ثابت کند علاوه بر طنزپردازی، صدایی خوبی هم دارد که همگان گفتند : لطفا همان اجرا و طنزپردازی را ادامه بده!
اولین میهمان برنامه سعیدآزاد بود که کما فی السابق با یک "مادرزنیه" چراغ اول را روشن کرد.
چراغ روشن و ماه و ستاره مادرزن
رباعی و غزل و چارپاره مادرزن
خوشا به حال کسی که دو روزه ی دنیا
خدا نموده نصیبش دوباره مادرزن
پیرو توصیه های موکد مجری درباره عشق و محبت، محمدپورشیدی از نامه عاشقانه ای که برای محمود جانش ( از نوع خاوری) سروده بود، پرده برداری کرد و در آن گوشه ای از دلبری های مخاطب خاصش را به همه نشان داد.
محمودا اکثرا یه جور خاصن
حواسشون جَمعه و بی حواسن
فرشته قائمی طنزپرداز بعدی خنداخند به محض قرار گرفتن پشت تریبون تهدید آمیز گفت: ((چون برای این جلسه ورودی نگرفتیم، اگه بهمون نخندین حتما ازتون خروجی می گیریم)) (بنده از ترس، آنقدر خندیدم که اصلا یادم نیست چی خواند.)
سپس بزرگترین طنزپرداز خاورمیانه از لحاظ طول و عرض و ارتفاع ( داود نجفی ) چندتا از کوتاه ترین کوتاه نوشته های خاورمیانه را خواند.
از دو دسته آدم خوشم نمیاد: اونا که من رو خر فرض میکنن. اونا که پی به خر بودنم بردند.
من اگه یه روز ازدواج کنم، بجای این هزینههای الکی عقد و عروسی، میرم پاریس یا ونیز، البته تنهایی!
مرتضی نیکوکار شاعر بعدی، شعری خواند با مطلع؛
از ولادت تا به رحلت زندگی جز طنز نیست/ لیک طنازی بباید تا بداند طنز چیست
صدرا سلطانی نوجوان تحریف کننده ی تاریخ، استندآپی با موضوع ناصرالدین شاه و زنانش اجرا کرد ؛
در زمان قاجار زنی نبوده که ناصر بهش پیشنهاد نداده باشد ولی نه تنها حرف از طلاق نبوده بلکه حتی با هیچ کدامشان به کوچکترین مشکلی برخورد نمی کرده چون یا خیلی دیر به دیر فرصت دیدارشان فراهم می شد و یا کلا آنها را به جا نمیاورده!
ملوک عابدی شعری درباره یلدا خواند و در آن از مسئولین دلسوز تشکر کرد که باعث شده اند چیزی برای خوردن گیر نیاید و تناسب اندام مردم حفظ شود.
هیکلت چاق است باید گن ببندی دائماً
بعد از این لاغر شوی مانند مانکن غم مخور
فرصت مسابقه خاطره گویی، به سه تن از مخاطبان داوطلب در خنداخند رسید. هر سه در خاطراتشان به نوعی دچار سوختگی نوع اول و دوم و حتی سوم شده بود. و جوایزی برای التیام آلام آنها اهدا شد.
در ادامه مهمان بین المللی خنداخند، الربیعیون از مدینه النجف آباد ( همان حمید ربیعیان خودمان) شعر عاشقانه ای برای دلبند خیکی خود با نام یلدا قرائت کرد و دور از چشم ارشاد، بیت ها در وصف چربی های زائد خواند.
در ادامه نمعت الله طالبی آوازخوانی عاشقانه کرد.
به هر جا بر زبان نام زن آیو
مرا اشک روان بر دامن آیو
رفیقانم زن دوم گرفتند
خوش آن ساعت که نوبت بر من آیو
فریبازمانی که ظاهرا رنگ مورد علاقه شان، همان رنگ مورد علاقه ی مسئولین است ، غزلی طنز خواند.
بس که گشته روزهامان بر مدار قهوه ای
هست گویی کل دنیا در حصار قهوه ای
سپس استاد محمد بهرامی پا به صحنه گذاشت و رباعیات طنزش همه را به وجد آورد.
در پایان مجری های برنامه محمدرضایی و محمودسلطانی که برای همنوایی بیشتر، داود نجفی و مرتضی نیکوکار را هم کنار کرسی یلدایی برنامه کشانده بودند. خداحافظی گرمی کردند. لازم به ذکر است محمود سلطانی از طرف دفترطنز حوزه هنری اصفهان گفت به دلیل گرانی بیش از حد پسته، استفاده از رنگ های شیمیایی داخل هندوانه جهت قرمزیت! بخشیدن به آن و وجود انواع قرص برنج در کیک و هزار و یک مشکل در خوارکی های این دور و زمانه، از پذیرایی حضار جدا معذوریم. اما جناب سلطانی از همگان خواستند در صورت تمایل به هتل عباسی (روبروی محل برگزاری خنداخند) رفته و چلوکباب سلطانی سفارش دهند.
لازم به ذکر است محمد پورشیدی قبلا گفته بود (محمودا اکثرا یه جوری خاصن...)
نظرات
در حال بارگذاری…
منبع: esfahan.hozehonari.ir